|
فيزيك - شيمي
|
||
|
زندگي يعني تحقيق كردن و آموختن چيزي جديد(به ياد اينشتين ايران) ××× همه چیز از فیزیک و شیمی و رياضي |
من امروز تصميم گرفتم تا به برخي از سوالات مخاطبان اين وبلاگ جواب بدهم و در ضمن اگر براي شما هم در هر زمينه سوالي پيش اومد اونو طرح كنيد و ما در اسرع وقت به آن جواب خواهيم داد.
سوال اول- چرا فقط در مورد گازها مي نويسيد؟
خب مبحث گازها در زمينه ي علم شيمي يك بحث گسترده مي باشد و ما مدتي در مورد اين بحث به كنكاش پرداختيم تا بتوانيم اطلاعات شما را در زمينه ي گازها بالا ببريم و پس از نظر اين دوست عزيز و گرامي و پس از اين كه دريافتم، مبحث گازها در سطح بالايي در اين وبلاگ مورد بحث قرارگرفت، به مطالب ديگر فيزيك و شيمي روي آوردم و به هر حال اگر كسي مي خواهد در مورد گازها به تحقيق بپردازد وبلاگ ما به تنهايي مي تواند بسيار مفيد واقع گردد.
سوال دوم- مطالب بسيار كم مي باشند؟
در آن زماني كه اين دوست عزيز براي ما نظر گذاشتند و اين مساله را ابراز داشتند درست است، مطالب ما بسيار كم بود اما الان مطالب بسيار زيادي در هر زمينه و هربحث وجود دارد كه اميدوارم مفيد واقع گردد.
سوال سوم- چرا سطح مطالب در حد دانشگاهيان نيست؟
وبلاگ ها و سايت هاي بسياري وجود دارند كه هر مطلب را بسيار سطح بالا و با يكسري كلماتي كه عامه متوجه نمي شوند بيان مي كنند اما هيچ تفاوتي ميان محتواي مطالب آن ها با مطالبي كه من در وبلاگم مي نويسم مشاهده نمي شود.
در واقع ما در اين وبلاگ سعي داريم تا مطالبي را با محتوا و سطح بالا و اخبار جديد را با زباني ساده، شيوا و عامه پسند بيان كنيم تا افرادي كه با برخي اصطلاحات بيگانه اند بتوانند از مطالب سطح بالا بهره ي كافي را ببرند.
در پايان از هر بازديدكننده ي اين وبلاگ درخواست دارم تا اگر پيشنهاد، نظر يا انتقادي از وبلاگ و به طور كلي گروه فيزيك-شيمي دارد بدون هيچ معطلي آنرا ابراز دارد.
با تشكر
محمدرضا فولادي
مدير گروه فيزيك-شيمي
امروز ميخواهم تا كمي در مورد انواع تابش و پرتوها و مباني آن توضيح دهم، در پايان در صورت وجود سوالي در مورد اين مقاله يا پيشنهاد يا انتقاد ما را ياري نماييد:
به طور كلي دو نوع تابش وجود دارد:1- تابش مريي و 2- تابش نامريي، تابش مرئي يا همان نور كه عادي ترين و معمول ترين نوع تابش مي باشد و تابش نامرئي هم مانند پرتوهاي X، پرتوهاي آلفا، بتا و گاما و همچنين پرتوهاي كيهاني كه اينها مهم ترين نوع پرتوهاي نامريي محسوب مي گردند.
نور
نور از تركيب امواج الكتريكي و امواج انرژي مغناطيسي تشكيل شده است، يك پالس نور يا همان يك پرتوي نور در امتداد خط مستقيم سير مي كند و نور از چشمه ي نور گسيل مي شود، چشمه هاي نور يا منير اند يا غير منير كه چشمه هاي منير از خود نور دارند و چشمه هاي غير منير نور ديگر اشيا را انعكاس مي دهند.
قدرت نفوذ نور بسيار كم است به طوري كه در برخورد با لايه ي نازكي مقوا متوقف مي شود.
پرتوي X
پرتوي X نسبت به نور از قدرت نفوذ بيشتري برخوردار است به طوري كه از بدن انسان مي گذرد، به اين نكته بايد توجه داشت كه برخورد پرتوهاي نامريي همانند X به بدن بدون درد اما ممكن است همراه با مرگ باشند.
به طور كلي پرتوي X از برخورد الكترون ها با اتم(هدف) به وجود مي آيد.
در لامپ پرتوي ايكس، الكترون هاي پرانرژي از قطب مثبت به طرف فلز هدف پرتاب مي شوند و سپس الكترون هاي پرتاب شده انرژي زياد خود را به الكترون هاي فلز مي دهند و خود متوقف مي شوند و باعث گسيل پرتوي ايكس مي شوند.
تابش هاي هسته اي
پرتوهاي آلفا، بتا، گاما را با نام تابش هاي هسته اي مي شناسند و آن هم به دليل اينست كه توسط يكسري فعل و انفعالات خاص در عناصر ايجاد مي شوند و عناصري را كه تابش هاي هسته اي از آن ها ساطع مي گردد عناصر راديواكتيو مي نامند.
قدرت نفوذ آلفا كم تر از قدرت نفوذ بتا و قدرت نفوذ گاما بيش از قدرت نفوذ بتا مي باشد.
پرتوي آلفا همانند هسته ي اتم هليم مي باشد و عنصر راديو اكتيو، يك قسمتي از خود را به شكل هليم جمع كرده و از خود ساطع مي كند كه اين تابش همان پرتوي آلفا مي باشد.
پرتوي بتا از ذرات تشكيل شده است، همانطور كه مي دانيد، ذرات دو نوع اند:1- ذران بابار مثبت و 2- ذرات با بار منفي
بتا منفي از الكترون ها تشكيل شده است.
بتا مثبت هم از ضد الكترون ها يا همان پوزيترون ها تشكيل شده است.
هرگاه هر بتاي مثبتي به عنصري برخورد كند به سرعت پوزيترون با الكترون درون اتم واكنش مي دهند و هردو نابود مي شوند و جرقه اي از گاما زده مي شود.
پرتوهاي گاما در واقع همان پرتوهاي X هستند اما با دو تفاوت:
1- پرتوهاي گاما از حركت پروتون ها و نوترون ها در هسته ايجاد مي شوند، اما پرتوي X از حركت الكترون در حجم اتم به وجود مي آيد.
2- پرتوهاي گاما بسيار پرانرژي تر از پرتوهاي X هستند.
پرتوهاي كيهاني
پرتوهاي كيهاني نافذ ترين نوع پرتوها به شمار مي روند.
پرتوهاي كيهاني غالبا و معمولا از دو جا نشات مي گيرند:
1- خورشيد(سهم خورشيد در فرستادن پرتوهاي كيهاني به زمين متغير است)
2- اعماق ميان ستاره اي(سهم ثابتي در بمباران كيهاني زمين دارند)
به طور كلي دو نوع پرتوي كيهاني وجود دارد:
1- پرتوهاي كيهاني اوليه: بسيار پرانرژي هستند و از دو منبع ذكر شده نشات مي گيرند و در فاصله ي زيادي با جو قرار دارند.
2-پرتوهاي كيهاني ثانويه: پرتوهاي كيهاني اوليه وقتي به جو مي رسند به اتم هاي هوا واكنش داده و به پيون ها تبديل مي شوند و پيون ها هم پس از مدتي به موئون ها و نوترينو ها تبديل مي شوند.
75% پرتوهاي كيهاني كه به زمين مي رسند را موئون ها تشكيل مي دهند.
و در پايان از اينكه وقت عزيزتان را در اختيار ما قرار داديد ممنونم.
لطفا ما را با نظراتتان راهنمايي نماييد.
The National Atomic Museum is the nation's only Congressionally chartered museum of nuclear science and history. The museum was established in 1969 as an intriguing place to learn the story of the Atomic Age, from early research of nuclear development through today's peaceful uses of nuclear technology.
Visitors can explore how nuclear science continues to influence our world. The museum strives to present through permanent and changing exhibits and displays the diverse applications of nuclear energy and its pioneers.

فرضیه های اسحاق نیوتن در سال 1687 در کتابش با عنوان اصول ریاضی در فلسفه طبیعی منتشر شد. در این اثر، او قانون عمومی جاذبه اش را اعلام کرد که در این جهان برای دو جرم کاربرد دارد.
اسحاق نیوتن چنین محاسبه کرد که قدرت نیروی جاذبه میان 2 جسم به سه عامل بستگی دارد: جرم آن دو جسم و فاصله میان مراکزشان. با فرمولهای ریاضی، این قانون چنین بیان می شود: F=Gm1m2/r2
کهfقدرت نیروی جاذبه، m2,m1 و 2 جرم و r فاصله میان مراکز 2 جرم و G عدد ثابت یا ثابت عمومی جاذبه است.
کشش جاذبه:
قانون عمومی جاذبه نشان می دهد که هر چه جرم 2 جسم بیشتر و فاصله شان کمترباشد، آنها بیشتر بطرف یکدیگر کشیده می شوند. رابطه آنها تحت تاثیر قانون مجذور معکوس قراردارد، که بیان می کند کشش میان دو جسم با مجذور فاصله آنها کاهش می یابد. اگر زمین دو برابر مسافت فعلی از خورشید فاصله داشت، شدت نیروی جاذبه میان این دو جسم یک چهارم می شد. اگر زمین 5 برابر فاصله کنونی از خورشید دورتر بود، نیروی جاذبه 25 برابر کاهش می یافت.
|
|