|
فيزيك - شيمي
|
||
|
زندگي يعني تحقيق كردن و آموختن چيزي جديد(به ياد اينشتين ايران) ××× همه چیز از فیزیک و شیمی و رياضي |


- گاز طبيعي فشرده (CNG):
با توجه به فراواني منابع گاز، کيفيت مطلوب سوختن و مطابقت انتشار ميزان آلاينده خروجي از اگزوز با مقررات محيط زيست و نهايتاً قيمت ارزان آن نسبت به ساير منابع انرژي، به عنوان اصلي ترين شکل انرژي جايگزين در اغلب نقاط دنيا مطرح است. براي مصرف گاز طبيعي در خودروها با توجه به دانسيته انرژي کم آن بايد تا فشار bar200 متراکم و در مخازن فلزي يا ( کامپوزيت) که براي اين فشار عملياتي طراحي شده است نگهداري نمايند.
ملاحظات ايمني:
چون گاز طبيعي سبک تر از هواست و در صورت انتشار از مخزن به سرعت در هوا پخش مي شود. البته در فضاهاي محدود و بسته در نزديکي سقف جمع شده و ممکن است منجر به آتش سوزي گردد. در مقايسه با بنزين دماي اشتعال بالاتر دارد و محدوده سوختن آن ( باريکتر) بين غلظت 5-15 درصد است. بنابراين از نظر آتش سوزي تصادفي خطر کمتري دارد. براي تشخيص انتشار آن در هوا مقدار کمي ترکيب مرکاپتان به آن اضافه مي شود تا به اين ترتيب حتي در غلظت 5/0 درصد نيز قابل تشخيص باشد.
مزايا: کيفيت سوختن خوب، عدد اکتان بالا، راندمان بازدهي خوب سوخت، کاهش انتشار منواکسيد کربن و هيدروکربورهاي نسوخته.
معايب: مسافت پيمايش کوتاه بعلت دانسيته انرژي پايين و محدوديت حجم مخازن، وزن بالاي مخازن ذخيره.
گاز طبيعي چنانچه در فشار اتمسفر تا دماي F º260- سرد شود، به حالت مايع تبديل مي شود. LNG شامل بيش از 95 درصد متان و درصد کمي اتان و پروپان و ساير هيدروکربورهاي سنگين تر است. ساير ترکيبات و ناخالصي هاي گاز طبيعي مانند اکسيژن، آب، گازکربنيک و ترکيبات گوگردي طي فرآيند سرد کردن از گاز طبيعي جدا شده و گاز طبيعي در حالت مايع بدست مي آيد. البته LNG تا حد 100 درصد متان خالص نيز قابل دستيابي است. حجم LNG 600/1 حجم گاز طبيعي و دانسيته آن 42/0 دانسيته آب است. اين ماده، مايعي بي بو، بي رنگ و غير سمي است و نسبت به فلزات يا ساير مواد حالت خورندگي ندارد. LNG وقتي تبخير يا با هوا ترکيب شود در دامنه غلظت 5 تا 15 درصد مي سوزد. LNG يا بخار آن در محيط و فضاي باز حالت انفجاري ندارد. کليه آزمايشات انجام شده و خواص LNG، ايمن بودن اين سوخت را کاملاً تائيد مي کند زيرا نشت مايع LNG يا ابربخارات آن به محض تماس با زمين يا در اثر حرارت محيط به سرعت در هوا تبديل به گاز شده و چون در اين حالت از هوا سبک تر است در محيط پراکنده و منتشر مي شود. LNG در وهله اول براي خودروهاي سنگين ديزلي (HEAVY DUTY VEHICLE) کاربرد دارد. به لحاظ ارزش حرارتي و دانسيته انرژي، مشابه سوخت ديزل (گازوئيل) هست.
LNG در دماي ºF260- و فشار اتمسفريک در حالت مايع اشباع ( در دماي جوش مايع)
است. بنابر اين مانند هر مايع در حال جوش چنانچه در فشار ثابت نگهداري شود (حتي با
افزايش حرارت) در دماي ثابت خواهد ماند.
مادام که بخار LNG از مخازن خارج مي شود (boil off)، دماي مخزن ثابت مي ماند.
اجزاء سيستم خودروهاي با سوخت LNG:
از لحاظ انتقال سوخت به موتور، مشابه موتورهاي با سوخت CNG است و سوخت به صورت بخار وارد موتور مي شود. فرق اساسي بين موتورهاي CNG, LNG در نحوه نگهداري و تحويل سوخت است.
مخازن ذخيره LNG دوجداره مي باشند و براي فشار کاري حداکثر تا 230 psi يا 16bar طراحي شده است. اين مخازن داراي لوله و اتصالات لازم براي خارج کردن گاز در صورت افزايش فشار ( با توجه به انتقال حرارت از محيط به مخزن) و يا انتقال سوخت در زمان مصرف هستند. اين مخازن مجهز به سيستم اعلام پايان سوخت گيري (پرشدن مخزن) نيز هستند. موتور خودروها گاز را در فشار 4 الي 9 بار (60-120 psi) مصرف مي کند.
معايب استفاده از LNG:
بسياري از مردم به استفاده از مواد در دماهاي پايين عادت نداشته لذا نياز به آموزش خاصي در زمينه استفاده از سوخت در دماي خيلي پايين هست.
در ايستگاههاي سوخت گيري خطوط انتقال گاز از مخزن به خودرو ( شامل لوله ها شيرآلات و وسايل اندازه گيري) جهت انتقال LNG در حالت مايع بايد پيش از شروع ، سوخت تا دماي ºF 260- سرد شوند در غير اينصورت منجر به تبخير بخشي از سوخت مي شود.
- حداکثر پرشدن مخزن دوجداره Cryogenic تا حد ماکزيمم ظرفيت، امکان پذير نيست زيرا به اندازه لازم فضاي خالي در بالاي سطح مايع جهت تبخير يا جوشيدن مايع بايد در مخزن در نظر گرفته شود.
مزاياي استفاده از LNG:
دانسيته انرژي بالاتري نسبت به سوختهاي گازي دارد، زيرا به شکل مايع ذخيره مي شود. مسافت پيمايش بيشتر و وزن کمتر مخازن ذخيره، استفاده از آن را در خودروهاي کوچکترامکان پذير مي سازد. سرعت سوختگيري بالا به نحوي که در خودروهاي بزرگ زمان سوختگيري 4 الي 6 دقيقه مي باشد (10 الي 40 گالن در دقيقه). ارزيابي و کنترل ترکيب سوخت با دقت بالايي امکان پذير است و با توجه به اينکه LNG توليد شده براي خودروها تا 99 درصد متان دارد، لذا کنترل و تعيين مناسب ترکيب سوخت بازدهي موتور و سوخت را نيز افزايش مي دهد.
- گاز مايع (LPG) Liquefied Petroleum GAS:
گاز مايع که بصورت مخفف LPG ناميده مي شود معمولاً عمدتاً از دو ترکيب هيدروکربني پروپان و بوتان با فرمول شيميايي C4H10, C3H8 تشکيل شده است. بوتان خود شامل دو ترکيب ايزوبوتان ونرمال بوتان است. LPG که معمولاً در برخي نقاط دنيا به نام ترکيب عمده آن، پروپان، نيز شناخته مي شود بعنوان محصول فرعي فرآيندهاي تصفيه و توليد گاز طبيعي و پالايش نفت خام توليد مي شود. LPG در آمريکا عمدتاً از 90% پروپان، 5/2% بوتان و هيدروکربنهاي سنگين و مقدار کمي نيز اتان و پروپلين تشکيل شده است. گاز مايع فاقد رنگ، بو و مزه است و بطور کلي زيان آور نيست ولي در صورتيکه حجم زيادي از آن استشمام گردد باعث بيهوشي خواهد شد. به منظور آگاهي از نشت گاز مايع ترکيبات گوگرد دار بنام مرکاپتان شامل "اتيل مرکاپتان" و "متيل مرکاپتان" به گاز مايع افزوده مي شود. خواص مهم اين سه ترکيب در جدول زير درج شده است:
|
عدد اکتان موتور MON |
ارزش حرارتي BUT |
چگالي |
نقطه جوش of |
وزن مولکولي |
ترکيب |
|
1/97 |
21500 |
5077/0 |
42- |
1/44 |
پروپان |
|
6/97 |
21090 |
5631/0 |
7/11- |
1/58 |
ايزوبوتان |
|
6/89 |
21140 |
5844/0 |
5/0- |
1/58 |
نرمال بوتان |
LPG در شرايط فشار و دماي عادي بصورت گاز است و تحت فشار atm10-8 ، اجزا آن به مايع تبديل مي شود. بنابراين نگهداري و حمل و نقل اين محصول به سادگي امکان پذير است. البته ترکيبات LPG براي مکانهاي مختلف و در فصول مختلف متفاوت است. براي مثال گاز مايع ارائه شده به مصرف کنندگان در ايران در فصول مختلف بين (90-50) درصد بوتان و (50-10) درصد پروپان و تا 2% ترکيبات سنگين تر مثلاً پنتان دارد. به علت کيفيت سوخت گاز مايع LPG و کاهش انتشار آلاينده ها، استفاده از اين سوخت در جهان به صورت فزاينده اي مورد توجه بوده و در کشورهاي مختلف مانند ايتاليا (با 1500000 خودرو)، ژاپن، امريکا، انگليس استفاده از اين سوخت جايگزين مورد حمايت و تشويق دولتها مي باشد.
مزاياي LPG شامل در دسترس بودن ( درکشورهاي توليد کننده)، ايمني، نياز به تغييرات جزيي در موتور خودروها و بازدهي مناسب سوخت مي باشد. جهت مايع نمودن، اين گاز در فشار حدود 8 تا 10 اتمسفر در مخازن فلزي با استحکام مناسب ذخيره مي شود. چون اين مخازن مجهز به شير قطع جريان در صورت نشت از خطوط انتقال سوخت هستد استفاده از آنها ايمن تر از بنزين مي باشد.
LPG به موتور محفظه احتراق به صورت بخار وارد مي شود، لذا روغن را از ديواره سيلندرها نمي شويد، يا در شرايط سرد بودن موتور، روغن را رقيق نمي کند. همچنين، مواد آلاينده مانند اسيد سولفوريک، ياذرات کربن را وارد روغن موتور نمي نمايد.
بنابراين موتورهايي که با سوخت گاز مايع کار مي کنند هزينه تعميرات و نگهداري کمتري خواهند داشت. چون LPG داراي عدد اکتان بالا حدود (RON=105) مي باشد قدرت موتور يا بازدهي سوخت بدون افزايش ضربه در موتور، با افزايش ضريب تراکم قابل افزايش است.
معايب LPG:
در مقايسه با بنزين، LPG داراي محتواي انرژي (energy content) کمتر است، لذا مخزن سوخت بايد بزرگتر از مخزن بنزين بوده و بعلت اينکه مخزن تحت فشار مي باشد سنگين تر خواهد بود و هزينه خودروهاي با سوخت LPG بين 2000 –1000 دلار گرانتر از خودروهاي بنزيني مي باشد. البته قيمت LPG در سطح جهاني تقريبا" مشابه قيمت بنزين است.
با توجه به اينکه گاز مايع بعنوان محصول فرعي پالايشگاههاي گاز و نفت توليد مي شود لذا فراواني منابع آن کاملاً محدود است. لذا بعنوان راه حل اساسي در کاهش الودگي و جايگزيني سوخت در بسياري از نقاط جهان نمي تواند مطرح باشد.
به لحاظ ايمني، چون گاز پروپان سنگين تر از هواست در صورت نشت، بصورت لکه روي سطح زمين باقي مانده و در آبهاي زيرزميني نيز نفوذ مي کند. امکان شعله ور شدن آن روي سطح زمين نيز هست. لذا از اين حيث بايد در حمل و نقل و حين استفاده، نهايت دقت در جلوگيري از نشت LPG صورت گيرد.
از ساير معايب اين سوخت مي توان به افت قدرت موتور در موتورهاي تبديلي به ميزان 10-15 درصد و عدم توانائي مناسب موتور در عبور از سربالائي ها اشاره نمود.
در موتورهاي تبديلي اگر موتور به طور مناسب تبديل نگرديده باشد در تابستانها گاز بصورت خشک سوخته و باعث جوش آمدن موتور مي گردد. و در زمستان نيز براي شروع و استارت موتور داراي مشکل بوده و بايد با بنزين موتور تبديلي روشن گردد.
انتشار گازهاي آلاينده:
از ديدگاه زيست محيطي استفاده از LPG بصورت استانداردداراي کمترين چرخه حيات انتشار گازهاي گلخانه اي در مقايسه با ساير سوختهاي تجاري است. پتانسيل کاهش اوزون با استفاده از اين سوخت به نصف بنزين کاهش مي يابد، همچنين انتشار هيدروکربنهاي نسوخته 3/1 اکسيدهاي نيتروژن 20%، منواکسيد کربن 60% در مقايسه با بنزين کاهش مي يابد.
سوختهاي سري P ؛ مايعاتي شفاف ، بيرنگ با اكتان 93-89 بوده و در خودروهاي انعطاف پذير در مقابل سوخت قابل استفاده اند. اين سوختها را مي توان به صورت خالص و يا مخلوط با بنزين در هر نسبت دلخواهي مورد استفاده قرار داد.
گريدهاي اين سوختها ذيلا" ملاحظه مي گردد؛
|
گريد مصرفي در هواي سرد |
گريد مرغوب |
گريد معمولي |
جزء تشكيل دهنده |
|
1/19 |
3/33 |
2/36 |
تركيبات سنگين تر از پنتان |
|
3/32 |
1/22 |
7/37 |
متيل تترا هيدروفوران |
|
5/37 |
6/44 |
1/36 |
اتانول |
|
|
0/0 |
0/0 |
نرمال بوتان |
خصوصيات فيزيكي گريد معمولي به شرح ذيل است :
|
2/90 |
عدد اكتان ( R+M/2 ) |
|
8/7 |
فشار بخار ( Psi ) |
|
775/0 |
وزن مخصوص |
|
99300 |
محتواي انرژي ( Btu/gal ) |
|
9< |
مقدار گوگرد ( ppm ) |
|
5/19 |
محتواي اكسيژن ( درصد وزني) |
شرکت آمريكايي Pure Energy Corporation ، صاحب دانش فني انحصاري توليد آن ميباشد.اين شركت فرآيند توليد همزمان اتانول و متيل تترا هيدروفوران ( MTHF ) را از خوراكهاي سلولزي بسط داده است.
MTHF در حال حاضر در مقادير بسيار محدود از هيدروژناسيون فورفورال (قابل استحصال از خوراكهاي بيوماس و نفتي) توليد شده و به عنوان ماده شيميايي نهايي يا مصرفي در صنايع مورد استفاده قرار مي گيرد. در فرآيندهاي شركت Pure Energy Corporation ، خوراكهاي ليگنوسلولزي به شكرهاي 5-6 كربنه تبديل شده و سپس از طريق روشهاي ترموشيميايي و تخميري به اتانول و MTHF تبديل مي گردند.
انتشار مواد آلاينده :
ميزان آلاينده هاي ناشي از سوختهاي سري P در مقايسه با بنزين اصلاح ساختار يافته ( RFG ) ذيلا" ملاحظه مي گردد:
- 50 درصد كاهش در ميزان Co2
- 35 درصد كاهش مقدار هيدروكربورها
- 15 درصد كاهش منوكسيد كربن
- بيش از 40 درصد كاهش در پتانسيل تشكيل ازن
نتيجه : ، سوختهاي سري P عليرغم كاهش انتشار آلاينده ها و كاهش وابستگي به منابع انرژي فسيلي ( براساس برآوردهاي به عمل آمده توسط Argonne National Laboratory قادر به كاهش انرژي فسيلي به ميزان 49 تا 57 درصد مي باشند ) ، هزينه هاي توليد اين سوختها بايستي كاهش يافته تا از لحاظ اقتصادي قابل رقابت با بنزين نسبتا" ارزان باشند.
با توجه به منابع انرژي در ايران و کمبود منابع طبيعي يا گران بودن تکنولوژي توليد سوخت از منابع بيوماس در مقايسه با منابع گاز يا نفت، طبعاً توليد سوختهاي با منشاء گياهي در اولويت بعدي در مقايسه با توسعه تکنولوژي استفاده از گاز طبيعي و توسعه تکنولوژي خودرو يا ساير مصرف کننده هاي سوخت براي افزايش راندمان و بهسوزي قرار خواهد گرفت.
ليکن با توجه به محدوديت منابع انرژي در جهان و آلودگي روز افزون محيط زيست و پديده گرم شدن زمين مسلماً انتخاب يا پيشنهاد فقط يک راه حل براي مسائل ذکر شده کافي نخواهد بود. لذا نگرش همه جانبه و بررسي کليه سوختهاي جايگزين با توجه به مزيتهاي نسبي در هر منطقه و با توجه به منابع و امکانات اقتصادي کشور راهگشاي حل مشکلات کنوني خواهد بود.
در مجله ي ديسكاور
Courtesy of David Lathrop and Santiago Triana/University of Maryland
A journey to the center of Earth may soon be as easy as a drive to Daniel Lathrop’s lab at the University of Maryland. To understand the process that generates our planet’s protective magnetic field, Lathrop built the world’s most detailed physical model of where the action happens: Earth’s core. A 10-foot-wide steel sphere filled with 14 tons of liquid sodium stands in for the molten-iron outer core while a 3-foot-wide copper ball substitutes for the solid inner core. The whole contraption will spin four times a second to simulate Earth’s rotation.

According to theory, the churning of the molten iron outer core creates electricity, which, in turn, creates the geomagnetic field. “You get a feedback loop—a little bit of magnetic field couples with the motion to cause electrical current, which produces a bit more magnetic field, and it goes around and around,” Lathrop says. But nobody has figured out exactly how fluid motions in the outer core affect the magnetic field.
Using an earlier, smaller version of his device, Lathrop simulated the conditions around a black hole, learning that magnetic fluctuations help drag gas out of a safe orbit to a one-way trip into the hole. By adjusting the heat and rotation rate in the new 10-foot model, he hopes to gain similar insights into Earth’s magnetic field. For at least 160 years, our field has been weakening and shrinking; if the trend continues, the North and South poles might switch positions, temporarily exposing us to more of the sun’s energetic particles. Lathrop’s model should clarify whether we need to prepare for the worst.
متانول سوخت الکلي است که از گاز طبيعي و ساير منابع طبيعي نيز توليد مي شود. متانول يا الکل متيليک که در آن عامل هيدروکسيل (OH) جايگزين يک اتم هيدروژن شده است با وزن مولکولي 04/32 و چگالي 796/0 سنگين تر از بنزين و داراي عدد اکتان 107 مي باشد. به لحاظ انرژي حرارتي 7/1 گالن متانول معادل يک گالن بنزين خواهد بود. متوسط قيمت توليد متانول از گاز طبيعي در جهان مشابه بنزين است. متانول از چوب و زغال سنگ نيز قابل توليد است البته توليد آن از منابع طبيعي و تجديد شونده در مقايسه با گاز از لحاظ اقتصادي گران تر است.
M-85 ترکيب 15 درصد بنزين و 85 درصد متانول است و اولين ترکيبي است که بعنوان سوخت جايگزين مصرف شده است. اين مخلوط در موتور خودروهاي توليدي مهمترين توليد کنندگان اتومبيل قابل استفاده بوده و در آينده اتومبيل هايي که قادر به استفاده از متانول خالص باشند نيز وجود خواهند داشت. از متانول ماده اکسيژنه MTBE براي مخلوط نمودن با بنزين جهت افزايش عدد اکتان و خوش سوزي آن بدست مي آيد.
روش توليد:
ابتدا از گازطبيعي، گاز سنتز (مخلوطي از H2 و CO ) تهيه و سپس گاز سنتز در راکتور کاتاليستي، به متانول و بخار آب تبديل مي شود.
اثرات زيست محيطي:
با استفاده از M-85 انتشار آلاينده هاي مولد مه- دود (SMOG) 30 الي 50 درصد کمتر است. انتشار Nox و هيدروکربورها، مشابه يا کمي پايين تر است. البته انتشار CO معمولا مساوي يا کمي بيشتر از خودروهاي استاندارد بنزيني خواهد بود.
ملاحضات ايمني:
متانول نسبتاً سمي بوده و تماس مسقيم آن با پوست و استنشاق آن در دستگاه تنفسي ايجاد اختلال مي نمايد. بعلت درخشندگي و نور کم شعله متانول در روز، تشخيص آن سخت مي باشد. لذا با افزايش بنزين به آن، رنگ و بوي قابل تشخيص به سوخت داده مي شود.
نتيجه: چون سوختهاي الکلي داراي عدد اکتان بالا هستند استفاده از آنها در موتورهاي احتراق از نوع جرقه اي، موجب افزايش قدرت موتور و راندمان حرارتي بيشتر در مقايسه با بنزين خواهد بود. معايب اصلي در کاربرد متانول که در بازده و عملکرد آن موثر است سختي روشن شدن اتومبيل در حالت سرد cold start و بد سوختن آن در حالت داغ کردن مي باشد.
|
|